انتخاب سردبیرمقاله
موضوعات داغ

آقازادگان صدر اسلام؛ نگاهی به پرونده فرزندان چند صحابی بزرگ – عبدالله بن زبیر

پس از شهادت امام حسین نیز عبدالله بن زبیر موردتوجه مردم بصره قرار گرفت. این پس از بیعت حجاز با ابن زبیر بود.

«صبحگاهان، عمر، علی و عثمان و سعد بن ابی وقّاص و عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام را پیش خواند و گفت:‌ نگریستم و چنان دیدم که شما سران و سالاران قومید و این کار جز در میان شما نخواهد بود که پیامبر خدا وقتی درگذشت، از شما راضی بود. اگر به راه درست بگرایید، از مردم بر شما بیم ندارم اما بیم دارم که اختلاف کنید و مردم، اختلاف کنند. آنگاه گفت: سه روز در انتظار برادرتان طلحه بمانید و اگر نیامد،‌ کار را به سر برید.» (تاریخ الطبری،‌ ترجمه، ج۵، ص۲۰۲۸) [طلحه در آن موقع،‌ خارج از مدینه بود].

این، همان شورای معروف شش‌نفره‌ا‌ی است که خلیفه دوم هنگام مرگ برای تعیین خلیفه سوم تشکیل داد. به نقل ابن ابی الحدید،‌ تحلیل محمد بن سلیمان این بود که یکی از عوامل اختلاف در دوران عثمان،‌ تشکیل شورای شش‌نفره بوده است؛ زیرا هریک از اعضاء شورا پس‌ازآن، خود را شایسته و درخور مقام خلافت می‌دید و هوس حکومت داشت. مطرح‌شدن اشخاصی مثل طلحه و ابن‌عوف و سعد بن ابی وقّاص و عثمان در شورای شش‌نفره و تحقیر و طرد و انزوای بنی‌هاشم و انصار، در کنار ممنوعیت نقل احادیث پیامبر و جعل احادیث و سوابق ساختگی توسط راویان وابسته به دستگاه خلفا،‌ فضای جدیدی از منزلت‌ها و شهرت‌های اجتماعی ایجاد کرد و بعدها نیز در سیر تاریخ صدر اسلام مؤثر افتاد. به‌عنوان‌مثال حدیث عشره مبشّره (ده تن از صحابه که از سوی پیامبر وعده‌ بهشت داده شده‌اند) برای طلحه و زبیر و سعد وقّاص و عثمان و عبدالرحمن بن عوف و عمر و ابوبکر و ابوعبید جرّاح و علی و سعید بن زید ساخته شد و آن‌ها را درهرحال (ولو مرتکب اشتباهات و گناهانی هم شده باشند) بهشتی ساخت! بدین ترتیب اشخاصی که به‌مراتب از برخی دیگر پایین‌تر بودند، به صدر آمدند و آقازادگان ایشآن‌هم بعدها با استفاده از منزلت ترویج‌شده پدرانشان، بسیار نقش‌آفرین ظاهر شدند. فضیلت‌سازی‌ها و برجسته کردن‌ها، آقازادگان این دسته از صحابه را نیز بیش از دیگران مطرح می‌ساخت و در سال‌های بعد،‌ زمینه تأثیرگذاری و سوءاستفاده آن‌ها را فراهم می‌آورد. در این میان به چند نمونه از تحوّلات و حوادثی که توسط برخی از این آقازادگان رقم خورده، اشاره می‌کنیم.

عبدالله بن زبیر

حساب زبیر بن عوام را می‌توان از طلحه و عثمان و سعد وقّاص و ابن عوف جدا کرد. او در زمان کودتای سقیفه در خانه علی بن ابیطالب متحصّن شده و ازجمله یاوران اندک امیرالمؤمنین در آن زمان به شمار می‌آمد و حتّی با شمشیر کشیده در مخالفت با خلفا بیرون آمده بود (تاریخ الطبری، ترجمه، ج۴، ص۱۳۲۹). او در زمان تعیین خلیفه سوم نیز تنها عضو شورا بود که رأی خویش را به امام علیه‌السلام داد. شخصی با چنین مسلک سیاسی، طبیعتاً آن‌قدر سوابق درخشان در زمان پیامبر داشته که خلیفه دوم را یارای حذف او از شورای خلافت نبوده است.

در میان تواریخ اهل سنّت، مشهور است که اولین شمشیر را در راه اسلام،‌ زبیر کشیده و پیامبر نیز دعایش کرده است. همچنین نقل کرده‌اند که رسول خدا فرموده: لکلّ نبیّ حواریّ و حواریّی الزبیر. (هر پیامبری حواریّی دارد و حواریّ من زبیر است) (الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۲). او جزو دسته اول مهاجرین به حبشه بوده که به همراه یازده مرد دیگر و چهار زن به‌سوی نجاشی رفته‌اند و در هیچ‌یک از غزوات رسول خدا هم غایب نبوده است. وی را ازجمله افرادی که قبل از سنّ بلوغ (۱۲ سالگی) ایمان آورده‌اند و به‌عنوان چهارمین یا پنجمین مسلمان، برشمرده‌اند (همان، ص ۵۱۱). برخی سوابق و احادیث نیز در شأن او نقل شده که جای تردید دارد. اهل‌بیت علیهم‌السلام زبیر را همراه خویش معرفی کرده‌اند تا هنگامی‌که فرزندش عبدالله بزرگ شد. طبق فرمایش ایشآن‌همین عبدالله بود که پدر را از خطّ اهل‌بیت خارج کرد.

زمانی که زبیر در جنگ جمل مقابل علی علیه‌السلام ایستاد، امیرالمؤمنین او را صدا زد و حدیثی از پیامبر را به خاطرش آورد که رسول خدا پس از ابراز دوستی علی توسط زبیر، به او فرموده بودند: اما با علی قتال خواهی کرد، درحالی‌که تو ظالم هستی. زبیر بلافاصله اظهار داشت که این حدیث را فراموش کرده بوده و درصدد کناره‌گیری از جنگ برآمد. ولی فرزندش عبدالله او را متّهم به ترس از سپاه علی کرد و آنگاه‌که عذر پدر را شنید – که قسم خورده با علی نجنگد – برای کفّاره قسم پدر،‌ آزاد کردن برده‌اش را پیشنهاد داد! (تاریخ الطبری، ترجمه، ج۶، ص۲۴۳۴). عبدالله بن زبیر، خواهرزاده عایشه و بسیار موردعلاقه او بود به‌گونه‌ای که می‌گفت مرا امّ‌عبدالله بخوانید. عبدالله، فرماندهی پیاده‌نظام سپاه جمل را عهده‌دار بود و آنگاه‌که عایشه، صدای پارس سگان حوأب را شنید و حدیث رسول خدا را به یاد آورد،‌ همو شاهدانی حاضر کرد تا برای خاله خویش شهادت دهند که این مکان، حوأب نیست!

او پس از شهادت علی علیه‌السلام و به هنگام تلاش معاویه برای موروثی کردن خلافت در بنی‌امیه، به‌عنوان چهره‌ای مطرح و تأثیرگذار ظاهر شد. به‌هرحال نام او در کنار نام حسین بن علی علیهماالسلام و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبکر، به‌عنوان مخالفان برجسته خلافت یزید مطرح می‌شد. معاویه در نامه‌ای به یزید در مورد ایشان نوشته است: «اما حسین بن علی، خیال می‌کنم مردم عراق او را رها نکنند و وادار به خروج نمایند. اگر چنین کرد و بر او پیروز شدی، از وی درگذر؛ اما عبدالله بن عمر،‌ مردی است که عبادت او را به خود مشغول داشته و خواهان حکومت نیست مگر آن‌که بدون هیچ زحمتی برای او پیش آید. عبدالرحمن بن ابوبکر را نه چنان شخصیتی است و نه در نظر مردم آن مقام را دارد که به فکر حکومت باشد؛ اما آن‌کس که چون شیر در کمین توست و چون روباه تو را فریب می‌دهد و چون فرصتی پیدا کند به تو حمله خواهد کرد، همانا عبدالله بن زبیر است. اگر چنان کرد و بر او پیروز شدی،‌ او را پاره‌پاره کن مگر این‌که پیشنهاد صلح دهد که در آن صورت بپذیر.» (اخبارالطوال، ترجمه،‌ ص۲۷۴).

آنگاه‌که معاویه مُرد و فرزندش یزید بر تخت سلطنت نشست، عبدالله بن زبیر مانند حسین بن علی از بیعت سر باز زد و مقیم مسجدالحرام گردید. هرچند که با ورود ابی‌عبدالله به مکه، مردم از اطراف ابن زبیر پراکنده شده و گروه‌گروه به سراغ سیدالشهدا می‌رفتند. حال آن‌که پیش از ورود حسین بن علی،‌ نزد او آمدوشد داشتند. این موضوع بر عبدالله بن زبیر گران آمد ولی به‌ناچار خود نیز صبح و عصر نزد حسین می‌آمد و وانمود به خیرخواهی می‌کرد. (همان، ص۲۷۷).

پس از شهادت امام حسین نیز عبدالله بن زبیر موردتوجه مردم بصره قرار گرفت. این پس از بیعت حجاز با ابن زبیر بود. عبدالله نیز درنهایت برادرش مصعب بن زبیر را به فرمانداری بصره فرستاد و پس از غلبه مصعب بر مختار و به اطاعت درآوردن کوفه، همه سرزمین‌ها غیر از شام و مصر را – که در اختیار مروان بن حکم بود – تحت اختیار درآورد. (همان، ص۳۳۲).

ازجمله حوادث شگفتی که در زمان عبدالله بن زبیر اتفاق افتاد،‌ حمله حجاج بن یوسف ثقفی از سوی عبدالملک بن مروان – حاکم شام – به مکه در ایام حج بود. یاران حجاج به همراه حاجیان تا مسجدالحرام پیش آمدند و روی کوه ابوقبیس، منجنیق‌هایی نصب کردند و سپس کعبه را به سنگ بستند تا خراب شد! درنتیجه،‌ عبدالله بن زبیر و یارانش در ضمن نبردی با سپاه حجاج، همگی کشته شدند و سرزمین‌های تحت امر او به تسلیم بنی مروان در شام درآمد. (همان، ص۳۵۷).

در کنار عبدالله،‌ برادرانش مصعب و عروه نیز در این حوادث نقش داشته و حتی مصعب، عهده‌دار استانداری بصره و حمله به کوفه و فتح آن نیز بوده است. فرزندان زبیر را می‌توان از تأثیرگذارترین شخصیت‌های عرصه سیاسی صدر اسلام در دهه ۶۰ هجری دانست.

نویسنده: مهدی همازاده

این مقاله برای انتشار روی فجر ۵۷ تجدید ویراست شده است.

برچسب ها

م. همت‌پور

مستندساز، نویسنده، پژوهشگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن