انتخاب سردبیریادداشت
موضوعات داغ

مرثیه‌ای برای فرهنگ

شغل اغلب حضرات انبیا علیهم‌السلام چوپانی بوده و بریدن از خلق و صاحبین مناصب.

با آقای سیدمحمدرضا واحدی تلفنی صحبت می‌کردم که دعوتش کنم برای تمام کردن فیلم مستند پرتره‌ای که از او می‌ساختم؛ گفت اطراف تهران دنبال زمین می‌گردد. خوشحال شدم؛ گفتم لابد برای دوری از آلودگی هوا قصد نقل مکان دارد. گفت می‌خواهد تعدادی گوسفند و بز بخرد و به چراندن آن‌ها مشغول شود؛ وقتی دلیلش را از او پرسیدم گفت همنشینی با بزها بهتر از نشستن بر در ارباب بی‌مروت دنیاست…

سیدمحمدرضا واحدی دیوار به دیوار برادران صهیونیست عزیزتر از جان که بزن در رو می‌کنند و وعده سرخرمن انتقامشان می‌دهیم؛ در همان عروس خاورمیانه که بیروت باشد، دبیرستان می‌رفت و انگ رافضی بودن را در همان اردوگاه فلسطینی که اسوه مقاومت است تجربه کرد. حامل پیام دعوت پدرش آیت‌الله واحدی از مرحوم حضرت امام (ره) به نوفل لوشاتو رفت و ایران هم که آمد بعد از همراهی با حضرات آیات مرحوم راستی کاشانی، شرعی، شهید قدوسی و… در امور ستاد انقلاب‌اسلامی قم، به ارتش رفت و همپای سپهبد شهید صیاد شیرازی و سرلشکر شهید ستاری و… شد تا بیشترین خدمت فرهنگی متمایز را به ارتش محبوب ارائه کند…

مسئولیت ریاست عقیدتی سیاسی نهاجا و نمایندگی ولی فقیه در نیروی هوایی. خلبانی را آموخت و چنان با موفقیت دوره‌های آن را طی کرد که فرماندهان وقت دانشکده پرواز از جمله استاد خلبانش تیمسار صادقپور سرکوفتش را به بقیه دانشجویان زد که از او یاد بگیرند.
آخوندی که کامپیوتر را قبل از رایانه شدنش وارد دستگاه فرهنگی و عقیدتی ارتش کرد و در امور هنری داور جشنواره تئاتر بین‌المللی حضرت امام رضا علیه‌السلام شد و شد باعث ساخته شدن سریال شوق پرواز و بسیاری از سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی و تصویری. اصولا در کار فرهنگی اهل ابداع و بنیان‌گذاری بود طوری که به اعتراف همکارانش؛ نه قبل از او در ارتش کسی به پای او می‌رسید و نه بعد از او کسی جایش را پر کرد.

شاعر و ترانه‌سرا بود و اولین «ملای رمان‌نویس» و برنده جایزه قلم زرین. ده‌ها کتاب فقهی و تاریخی و … را ترجمه و تالیف کرد. او که تنها به علوم حوزوی اکتفا نکرده بود در دانشگاه رشته حقوق را با پایان‌نامه ممتاز سپری کرد و در دروس و مدیریت صنعتی دوره‌هایی را گذراند و مدیریت تعدادی از واحدهای اقتصادی ورشکسته مثل نساجی مازندران و گروه صنعتی کفش بلا را عهده‌دار شد و آن‌ها را سودآور کرد. بانی ساخت تنها بازی کامپیوتری پرفروش ایرانی شد؛ همان خلیج عدن معروف.

شیرینی مدت کوتاه مدیریتش در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور هنوز در ذائقه اهالی آن نهاد حس می‌شود که به دلایلی که اهالی کتاب می‌دانند آنجا دوام نیاورد و هجرت سرفرازانه را بر ماندن بی‌فایده ترجیح داد…

اما جالب است که زمامداران دیگر او را فراموش کردند و برخلاف روال، دعوت به کارش نکردند و او هم در خانه خودش مقابل تلویزیون و پشت میز کامپیوتر پنجاه هزارتومانی‌اش نشست و به وبلاگ نوشتنش ادامه داد.

هم‌اندیشی با جوانان را برگزار کرد و به کار فرهنگی خودش مشغول بود. رمانش که در میان خوانندگان محبوب شد؛ در هیچ کتابخانه یا کتابفروشی یافت نشد. نه از سر عدم محبوبیت رمان و غیر قابل فروش بودن؛ که به چاپ دهم رسید. بلکه بخاطر «آخوند» بودن لکه ننگ بازار نشر محسوب می‌شد؛ همان وقت که سنگی بر گوری جلال با تبلیغ غرورآفرین نسخه بدون سانسور روانه بازار بود.

وقتی به وزیر ارشاد پیشنهاد استفاده از این‌همه سابقه و تجربیات او شد فرمودند «واحدی بازنشسته» است. انگار فراموش کرده که خودش چند سال دارد و بازنشسته‌های دیگری که نصف واحدی تجربه و نگاه فرهنگی نداشتند به کار گرفت؛ چون سفارشی و نور چشم این و آن بودند…

در ارتش نیز علیرغم تمایل جناب حجه‌الاسلام آل هاشم و عموم فرماندهان ارتش برای ماندن و ادامه دادن خدماتش، آقای «ص» با همین استدلال با ادامه حضورش مخالفت کرد… البته همه می‌دانستند که ساز واحدی با حضرت «ص» کوک نبود؛ وگرنه تعداد بی‌شماری که هم سنشان از واحدی بیشتر بود و هم سنوات خدمتشان، تا امروز دارند غاز می‌چرانند و به شغل مقدس ریسندگی و بافندگی آسمان و زمین در بازار حقوق‌بگیری مشغول.

به سید محمدرضا تبریک می‌گویم. اجر این همه سال جهاد اکبرش را با نزدیک شدن به مقام نبوت گرفته که شغل اغلب حضرات انبیا علیهم‌السلام چوپانی بوده و بریدن از خلق و صاحبین مناصب. در روزگاری که دختر قاچاقچی فلان شخص می‌شود مظلومه مغضوبه، دزد بیت‌المال می‌شود ذخیره نظام، ترکمنچای را می‌کنند برجام و غرور و افتخار ملی، مدیر فاسد و مختلس کفن پوسانده‌اش می‌شود الگوی امر به معروف و نهی از منکر، زنبیل‌قرمزی و دوستان زبل می‌شوند دلسوزان ملت؛ چرا یک شیخ ذوالفنونش همنشینی با گاو و گوسفند را انتخاب نکند؟

م.همت‌پور

برچسب ها

م. همت‌پور

مستندساز، نویسنده، پژوهشگر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن