قطعنامه ۵۹۸ به دلیل خواستگاه آن که بر مبنای فصل هفتم منشور ملل صادر شده بود برای تمامی کشورهای عضو سازمان ملل لازم الاجرا بود و تخطی از آن امکان نداشت اما چرا ایرا در تابستان ۶۶ که قطعنامه ۵۹۸ صادر شد و مصادف با اوج پیروزی های ایران بود این قطعنامه را نپذیرفت و در تابستان ۶۷ در زمان ضعف نظامی و از دست دادن مناطق عملیاتی که طی چندین سال پذیرفته بود آن را پذیرفت؟

چرا ۵۹۸ در سال ۶۶ پذیرفته نشد؟
  1. تلاش برای جابجایی بندهای ۵۹۸: ایران به تقدم آتش بس بر کمیته تعیین متجاوز اعتراض داشت؛ایران عنوان میکرد تا متجاوز معلوم نشود آتش بس را نمی پذیرد. متجاوز شناخته شدن عراق می توانست سرآغاز مذاکرات پیرامون مرزها و پرداخت غرامت باشد ضمن اینکه تجربه آتش بس ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل در اذهان بود و با بی اعتمادی به آتش بس می تصور می شد که امکان تامین خواسته های ایران وجود ندارد.
  2. همکاری با دبیرکل برای پیشرفت در روند اجرایی شدن ۵۹۸: چرا که عراق نامطمئن بود لذا عنوان کردیم تکلیف همه چیز باید روشن شود و دبیرکل هم موافق بود طرح اجرایی دبیرکل می خواست روشن کند: چه روزی آتش بس؟ چه روزی کامل شدن عقب نشینی؟ چه روزی مبادله اسرا؟ وگرنه خود قطعنامه اجرا کردنی نبود.
  3. نامه دبیرکل به هر دو کشور مبنی بر تشکیل کارگروهی تخصصی تا بر جزئیات از جمله بر موارد تخلف از قار دادهای بین المللی بحث شود تا قدم های اصلی را برداریم که با مخالفت عراق روبرو شد.
  4. همکاری ایران با سازمان ملل که به معنای پذیرش ۵۹۸ بود و به گزارش مثبت دبیرکل منجر شد آمریکا را در تصویب قطعنامه جدیدی برای تحریم تسلیحاتی ایران شکست داد (تهدید شوروی به وتو).
  5. گنگ و مبهم بودن منابع برای بازسازی مناطق جنگی
  6. ایران دو ماه بعد تصویب ۵۹۸ آن را به صورت مشروط پذیرفت ولی به منظور عدم تاثیر منفی روی رزمندگان از اعلام رسمی خودداری کرد تا فرصت رایزنی را از دست ندهد.
  7. قطعنامه بر اساس فصل هفتم منشور و ماده ۳۹ نوشته تا برای همه کشورها لازم الاجرا باشد.
  8. دستور امام به مسئولان سیاسی در ۸/۹/۶۶ کار سیاسی در کنار نظامی: خطاب به وزیر خارجه در زمینه کار سیاسی همراه با نظامی (نمایندگان به سازمان ملل بروند).
  9. اگر در جریان تصویب قطعنامه ما در سازمان ملل حضور داشتیم شرایط بهتری رقم می خورد یا اینکه در قدرت می پذیرفتیم.

نکته مهم: متاسفانه در طی هشت سال دفاع مقدس دیپلماسی و سیاست خارجی در ایران در حاشیه بود و حالت فعالی نداشت به همین خاطر در مقاطع آغاز، ادامه و پایان جنگ دستگاه دیپلماسی به دلیل دخالت سایر نهادها و افراد نتوانست به وظایف ذاتی خویش عمل نماید.